سلام عشق راه دورم
سلام آقام،من فدای دل غمدیدت یتیم شدنت تسلیت میگم سرت سلامت آقا جون
این چند روز اخیر عزیزای دلم اومدن پابوست کُلی دلبری کردم و از پشت خط باهات حرف زدم و بعد از قطع شدن هم بازم باهات درد و دل کردم دیروزم که دوست گلم تماس گرفت و گوشی سمت گنبد قشنگت گرفت و من در گوشی بهت گفتم که دلگشایی کنی
امیدوارم توی اون شلوغی حواست به من بوده باشه
امیدوارم حتی نگاه نگرانمو دیده باشی
امیدوارم ضامن شده باشی
امیدوارم پای دلتنگیام امضا زده باشی
قربون مهربونیت برم که منو از خودت غافل نمیکنی...بخدا شاید در ۲۴ساعت ۲۰ساعتش به خودت فکر کردم به اینکه کی چمدون می بندم و میام پیشت
آقا آرامش حرمت با هیچ کجا برام قابل مقایسه نیست دلم برا بوییدن و بوسیدن صحن
برچسب: دلگشایی,
نویسنده: هلیا کوهی
سلام آقام
دلتنگم و دارم با دلم کلنجار میرم که چرا دورم ازت چرا این همه فاصله چرا نمیتونم با یه اراده بیام کنج حرمت بشینم و باهات خلوت کنم چرا ماه رمضان حرمت سهم من نیست چرا آقا؟؟؟؟میشه با دستای مهربونت اشکای دلتنگیمو خشک کنی رو صورتم؟میشه یه سقف بهم بدی تو مشهدت؟میشه این حرفایی که میزنمو فکر کنی از پشت پنجره فولاد بهت میگم؟
دیشب داشتم به این فکر میکردم که منم مثل خودت یه جورایی غریبم برا اینکه تا حالا نشده بدون هیچ خجالتی تو بغل مادرم گریه کنم و از دلم براش بگم،به این فکر کردم که چرا من نباید ه خواهر بزرگتر داشته باشم و دل سیر براش از همه جای زندگیم بگم،بهش بگم که خواهری خیلی خوبه که دارمت و سنگ صبور می بهش بگم خواهری میشه تو بغلت گریه کنم و با حرفای خواهرانت آرومم کنی،بهش بگم
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی
سلام ماه من
روز شهادتته آقا دورت بگردم تسلیت میگم به مادرت
دلم میخواس روز شهادت مثل روز تولدت رو به گنبدت باشم ولی لایق دیدار نبودم
آقا دارم شلوغی حرمت از تلوزیون میبینم و غبطه میخورم به حال زائرات
چقد دلتنگتم و چقد بیچاره ام که ازت دورم،دلخوشم به دقیقه هایی که با یادت میگذره
به امید دیدار مهربونِ مهربونا
برچسب: کبوترانه,
نویسنده: هلیا کوهی